شنبه 23 اسفند 1393 , 09:01




سرزمین یک عملیات غرورآفرین/ تصاویر
خیلی ها به رسم ادب کفش ها را در دست گرفته اند و لا به لای تپه ها با پای برهنه قدم بر می دارند و یکی آرام زیر لب می گوید که این خاک عجیب غربتی دارد!
شهید گمنام- فصل سوم: فتح المبین را که می شناسد غیر از آنهایی که تجربه اش کرده اند؟! ... چه کسی می فهمد این حس سرشار از بهاری که در پهنه دشت عباس جاری ست از کجاست و چه غزال های تیزپایی در پهنه این دشت دویده اند! قدم گذاشتن در دشت عباس که هم اکنون از شقایق و گل های وحشی پوشیده است، حال و هوای خاصی دارد که تا در میان این گستره عمیق و جاذب قدم نگذاری، آن را تجربه نمی کنی.
بر سر در یادمان فتح المبین نوشته اند: اُدخلوها بسلام آمنین ... یعنی بفرمایید... خیلی ها به رسم ادب کفش ها را در دست گرفته اند و لا به لای تپه ها با پای برهنه قدم بر می دارند و یکی آرام زیر لب می گوید که این خاک عجیب غربتی دارد! ...در دل اینجا هم نوای غربت زهرا (س) پیچیده و همه جا با نام او مزین شده است. سروده هایی در میانه راه ها نوشته شده که دلت را با خود می برد تا روزهای دفاع و عشق...
سفر عشق از آن روز شروع شد که خدا
مهر یک بی کفن انداخت میان دل ما
راوی از شهید آبشناسان می گوید و شجاعت و رشادتش و اینکه مردم او را "شیرصحرا" می نامیدند و هزاران شهید دلاور دیگر...
... وقتی برمی گردی چند شهید گمنام را در جایی دفن کرده اند همچون بقیع... بدون سنگ قبر و تنها تاریخ شهادت را بر روی مکان دفن نوشته اند. قرآن گذاشته اند بر لب کنگره های گلی تا وقتی بر غریبی و مظلومیت رزمندگان جوانمان می گریی به یاد مظلومیت شهدای بقیع بیفتی و دلت بیشتر پرواز کند و بدانی قدم بر چه خاکی گذاشته ای... نگاهی به تاق نصرت بالا سرت می اندازی که نوشته " شلمچه بوی چادر خاکی مادر می دهد" ... و تو یا فاطمه یافاطمه گویان قدم برمی داری و سربه زیر اشک می ریزی...
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

















